لطف الله هنرفر
95
اصفهان ( فارسى )
اصفهان يك مركز تجارتى بود و از آنجا پارچههاى ابريشمى و پارچههاى نخى به مقادير زياد صادر مىكردند . زعفران و اقسام ميوهها در نواحى آن ، كه وسيعترين و پرآبترين نقطهء ايالت جبال بود ، به عمل مىآمد . مقدسى گويد چون بخت النصر يهوديان را از بيت المقدس كوچانيد ، آنها شهرى كه به سرزمين خودشان همانند باشد غير از اصفهان نيافتند و در آنجا فرود آمدند و بعضى هم گفتهاند كه شوشاندخت ( سوسن ) همسر يزدگرد اول ساسانى ( 399 - 420 ميلادى ) كه خود يهودى بود ، اين شهر را براى سكونت يهوديان بنا نهاده است . شهر دوازده دروازه دارد . بناهاى آنجا از خشت ساخته شده و بازارهايش برخى سرپوشيده است . مسجد بزرگ شهر در بازار است و ستونهاى مدّور دارد و ارتفاع منارهء آن ، كه در سمت قبله ساخته شده ، هفتاد ذراع است . دكتر لارنس لاكهارت « 1 » راجع به شهرستان و يهوديه چنين مىنويسد : قسمت قديم شهر اصفهان گاوه ناميده مىشد كه همان گابهء استرابون « 2 » مىباشد و پس از چندى نام شهرستان به خود گرفت و پس از آن عدهاى يهودى به فاصلهء دو ميلى آن استقرار يافتند . محل سكونت و عمارت اينان قسمت غربى شمال آن شهر بود . كمكم شهر اصفهان ( جى ، گاوه يا گاده ) وسعت يافت و يهوديه نيز توسعه پذيرفت تا جايى كه هر دو قسمت به هم اتصال يافت و از هر دو يك شهر بزرگ به وجود آمد و اين امر در حدود قرن دهم ميلادى ( قرن چهارم هجرى ) به انجام رسيده است . كلمهء اصفهان ، كه به احتمال قريب به يقين از ريشهء سپاه گرفته شده و در اصل هم
--> ( 1 ) . Laurence Lockhart ، ايرانشناس معاصر انگليسى است كه دربارهء ايران تحقيقاتى دارد و يكى از كتابهاى او راجع به سقوط سلسلهء صفويه و استيلاى افاغنه شهرت دارد . اين كتاب به زبان فارسى هم ترجمه شده . ( 2 ) . Strabon